![]() |
![]() |
|
| بخواهید تا به شما داده شود..بجویید تا بیابید..بکوبید تا بر شما گشوده شود |
|
تغییر یعنی چی........ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 4:44 توسط ص.ع |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:7 توسط ص.ع |
|
|
سکوت می کنم و دیگر کلامی را به زبان نخواهم آرد سکوت می کنم و کر می شوم تا دیگر هیچ کلامی را نشنوم سکوت می کنم و نگاه می کنم سکوت می کنم و به کلام گذشته ام عمل می کنم باور کن دیگر فریاد نمی زنم تا... ... تا زمانی که دنیا را به تسخیر دستانم دربیاورم خسته نیستم اما کوهی از حرف برای گفتن دارم حرفهایی که شاید برخی تکرار و برخی نو باشد حرفهایی که اینبار تصمیم دارم به آن عمل کنم حرفهایی که مرا از کالبد تنهاییم خارج کند سکوت می کنم و حرفهایم را در ذهنم تکرار می کنم چقدر حرف برای فریاد دارم اما.... باز هم سکوت می کنم چون سکوتم بلندترین فریاد است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 22:8 توسط ص.ع |
|
|
گاهی تو زندگی ما آدما یه چیزایی تغییر می کنه که هیچ وقت انتظارش و نداریم !!!!!!! گاهی اتفاقایی می افته که باور کردنش سخت می شه!!!!!!! تا حالا شده احساس کنی که تمرکزت یه جا نیست و به انواع چیزها فکر کنی بعد یه اتفاقایی می افته که پیش بینی نشده است بعد می شینی فکر می کنی من کجای کار اشتباه کردم؟؟؟ آدمها موجودات عجیبی هستند وقتی دنبال یه چیزی می رن نمی دونند چه جوری باید باهاش برخورد کنن بعد که کم میارن می شینن و فریاد میزنن ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خیلی به این موضوع فکر کردم که زندگی چه جوری باید باشه تا که دلخواه من باشه!!!!! ..... و فقط به یه چیز رسیدم و اونم اینه که همه چیز منم و فقط منم که می تونم زندگی خودمو بگردونم خیلی از آدمها با تمام ادعایی که برات دارن دوستت نیستند و خیلی آدما فقط و فقط حاشیه زندگیت هستند تا فکرت و از زندگی دور کنن می خوام اتفاقای زندگیم و باور کنم که از خودمه نه از آدمهای دور و برم می خوام باور کنم که اگر زندگیم اون چیزی نیست که آرزوشو دارم خودم اون چیزی نیستم که از خودم توقع دارم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 22:3 توسط ص.ع |
|
|
زمانت را کوتاه کن و همیشه بدان که وقت نیست به دنیایت این گونه بنگر که گویی فردایی نیست
آن وقت چه می کردی؟؟؟؟ دنیا برای تسخیر تو آماده است تا حالا به این موضوع فکر کردی که هیچ چیز از روز اول برای هیچ کس ساخته نشده این منم که می تونم همه چیز رو برای خودم بخرم اما... یه اتفاق بزرگ می افته اونم اینه که اصلا من به خوشبخت شدن فکر نمی کنم چون می ترسم چون از بچگی نذاشتن که به خوبی ها فکر کنم اما.... حالا که بزرگ شدم حالا که قرار نیست کسی جلوی منو بگیره من می ترسم چرا ... چون ذهنم باور کرده که من یه ترسو هستم تو تمام زندگی ام فقط یه جا بود که ازم نپرسید چی هستی فقط گفت آهای آدم چی می خوای کوئست به من قدرت تصمیم داد آخه تصمیم یعنی من و من هم خیلی وقت بود دیگه من نبودم کوئست بهم یاد داد فقط خودم باشم و فقط خودم می تونم زندگی ام و تغییر بدم و حالا.... این منم که دارم دنیا رو تسخیر می کنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 22:20 توسط ص.ع |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شب و زمستان را فراموش کن چرا که روزی دیگر و بهاری دیگر در راه است
مدیر مسئول:ص.ع |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 |
| پیوندها |
|
رشد فراقت دل تنگی مثلث موفقیت قدرت نگرش |
|
RSS
|